یا علی گفتیم و عشق اغاز شد...بغض چندین ساله ی ما باز شد
 

سجاد محبی


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» اردیبهشت ٩۱ » فروردین ٩۱ » اسفند ٩٠ » بهمن ٩٠ » آذر ٩٠ » آبان ٩٠ » مهر ٩٠ » شهریور ٩٠ » امرداد ٩٠ » تیر ٩٠ » خرداد ٩٠ » اردیبهشت ٩٠ » فروردین ٩٠ » اسفند ۸٩ » بهمن ۸٩ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩
» سجاد محبی(٢٧)
» بسیجی(٢٠)
» مذهبی(٩)
» اعتقادی(٩)
» ادبی(٧)
» شهدا(۳)
» سلام(۱)

» وصیت نامه شهید امر به معروف و نهی از منکر شهید هادی محبی
» بخش حقوقی
» هزلیات و هجویات بابا منظورم جکه شوخی
» گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیکن به خون جگر شود
» مصاحبه جدید اقای هاشمی در مورد نماز جمعه اخرین
» غریبان جهان شهره ی آفاق ترند
» ممد نبودی ببینی . . .
» به یاد کودکی هایمان . . .
» خدایا . . .
» غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
» یا علی موسی الرضا روحی فداک
» پـَــ نــه پـَــ
» قاصدک . . .
 

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیکن به خون جگر شود ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَی الْخَیْرَاتِ...

... صبر بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس، زهد و انتظار.

آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت هایش کاستی گیرد؛

و آن کس که از آتش جهنّم می ترسد، از حرام دوری می گزیند؛

و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت ها را ساده پندارد؛

و آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند... .

 

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

مصاحبه جدید اقای هاشمی در مورد نماز جمعه اخرین ۱۳٩۱/۱/٥
 

حدیثی از پیامبر رحمت (ص) است که به ایشان عرض کردند جوانی درمدینه است که گناهان زیادی مرتکب میشود ولی نماز هم اقمه میکند پیامبر(ص) فرمودند این نماز هرچه باشد بالاخره اورا نجات خواهدداد

 


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

غریبان جهان شهره ی آفاق ترند ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
 

عاشقان از گوَن دشت عطش تاق­ترند

ماهیانی که اصیل­اند در اعماق ترند

 

دوره ی آینگی سر شده یا آینه نیست؟

مردم کوچه­ی آیینه بداخلاق ترند

 

واعظا موعظه بگذار که وعّاظ عزیز

به تقلاّی گناه از همه مشتاق ترند

 

راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر

این گدایان ز چه از پادشهان چاق ترند؟

 

پسران و پدران بی­خبر از حال هم­اند

روز محشر پدران از پسران عاق ترند

 

بعد از این نام من و گوشه ی گمنامی­ها

که غریبان جهان شهره ی آفاق ترند


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

ممد نبودی ببینی . . . ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
 

اگر الان از من بپرسند که این شعر باید با چه مطلعی اغاز بشه حتما میگم باید بگوییم "ممد بیا و ببین"و یا اینکه "ممد بیا و بنگر"

 


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

به یاد کودکی هایمان . . . ۱۳٩٠/٩/٢٦
 

این شعر بسیار خواندنی سروده آقای محبت و از کتاب چهارم دبستان یادتان میاید


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

خدایا . . . ۱۳٩٠/۸/٧
 

خدایا !اگر با من باشی

چه کسی می تواند علیه من باشد؟

اگر من با تو باشم

چگونه ممکن است که دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟

خدایا چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت

صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،

اما من آن را نمی شنوم .

مرا به اعماق درونم ببر

تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم

مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم

و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم  به تو رو کنم.


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد ۱۳٩٠/٧/٢۳
 

  سلام

از همه دوستان وبلاگ نویسم که در این ایام با سر زدن و نظر دادناشون ما رو شرمنده و امید وار به فعالیت کردن سپاس گذارم

این چند وقت واقعا خسته و گرفتار شده بودم و هر چی سعی میکردم یه گوشه از وقتم رو به تشکر از دوستای بهتر از جانم اختصاص بدم نمیشد حالا هم که وقت کردم اصلا نمیدونم چه جوری باید این همه لطف و مهربونی تون رو قدر دانی کنم

اما خدا نکنه یه زمانی برسه که ما از رهبر غائبمون غافل بشیم   ... امین

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا؟!ـ
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یا علی موسی الرضا روحی فداک ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

حالا که نیامدم دمت را بفرست

من نیستم انجا کرمت را بفرست

گفتم که مریضمو دوا میخواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست

میلاد امام رضا مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

پـَــ نــه پـَــ ۱۳٩٠/٦/٢٦
 

 

 چون این روزا در مراودات اجتماعی بازار په نه په خیلی داغه منم گفتم به مطلب در این مورد بزارم

اول میخواستم در باره اقای ابطحی بزارم دیدم شاید مطرح کردن حرفای این ادما خیلی صحیح نباشه (چقدر هم مطرح نکردم)ولی این بار یه شعر جالب پـَــ نــه پـَــ پیدا کردم و دیدم جالبه گفتم بد نیست اینو بزارم

وای عجب شهری، عجب آدم‌کشی
پـَــ نــه پـَــ ماییم و صدها دل‌خوشی

پســرانش جملگی فاســد شدند...
پـَــ نــه پـَــ در کار حق وارد شدند...

دختــران اینجا دمـا‌دم عاشـــق‌انــــد
پـَــ نــه پـَــ دنبال درس و کوشش‌اند

پــهلوانــان وطــن را می‌کــُـشنــد...
پـَــ نــه پـَــ حلوا و حلوا می‌کننـد...

مجرم و دزد و فــــراری گشتــه‌ایـــم..
پـَــ نــه پـَــ با حوریان بنشسته‌ایم..

سهم معشوقــانِ اینجـا شد اسیــــد..
پـَــ نــه پـَــ شهزاده با اَسبش رسید..

محض خنده بوده این شعرم همین..
پـَــ نــه پـَــ پاشو بریم زندان اوین

از وبلاگ بچه های دوره یازده


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

قاصدک . . . ۱۳٩٠/٦/٢٢
 

قاصدک آمده بود. وچه سرگردان بود. گفتم اورا : چه خبر آوردی ؟ ...هیچ نگفت.!گفتم خبر از کوی نگارم داری؟...هیچ نگفت!.

گفتمش : خبر عهد و وفا....؟یا خبر وصل نگار؟ یا که از مرگ رقیب ...!؟.....اما نه !... خبر مرگ رقیبم هرگز . جز من و او که رقیبی نیست!...او رقیب من و ، من عاشق او. برده از من دل و من هم باید ، بتوانم که دل از اوببرم.!...آه چه شد؟ چه شد ای قاصدک بی خبرم؟!


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

وداع با ماه مهربانی ها ۱۳٩٠/٦/۸
 

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً»  

خداحافظ ای همراه من که ارزش تو بالا بود و اکنون که می‏روی دلم را به درد می‏آوری. فراق تو برای من بسیار دردناک است 

و اینکه ... ناراحت از رفتن رمضان و چشم انتظار دیدن دوباره اش.....  

 

خدایا کاش وصلی بود یک دم. نه دردی بود در عالم نه مرهم. نمیمیریم جز در اتش وصل. نمیسوزیم جز در حسرت هم.

 

ای رمضان :  امسال میگویم

که همان بهتر که بروی

همان بهتر که  نباشی و رحمتت سلب شود

تا که این قوم قدرت را بدانند و به منزلتت توهین نکنند

ما قومی شدیم که هر روز از هم سوال میکنیم "کی ماه تمام میشود"

حال انکه همان امتی هستیم که مدعی هستیم  هر چه از دوست رسد نیکوست

و در میهمانی دوست دعوت شدیم اما به ان وارد نشدیم  .

اه رمضان  اه که هیچ کس قدر تو را درک نکرد

هیچ کس تو را نشناخت

جایی که منزلت کسی درک نشود  هیشه وی را مورد بی حرمتی قرار میدهند

ما نسبت به تو که هبه الله بودی میمعرفت بودیم و به تو بی حرمتی کردیم

رمضانا : اگر  بخواهم از نعماتت بگویم نمیدانم از کجا شروع کنم

از کریم اهل بیتت

از امیر دلهایت

از" خیر من الف شهر"ت

از نزول قرانت

و یا از عفو  و رحمت بی کرانت

و . . . .

ای رمضان ای بهترین فرصت از دست رفته ی من

مرا ببخش و در دریای بی کرانه رحمت و غفران و مغفرت غرقم نما تا من نیز در روز بعد از تو گناه نکنم و فردای رمضان را عید بگیرم

بعد از تو میکوشم تا عرفه ی حسینی  به کاروان عشاق رسم  تا شاید عاقبت به خیر نسیبم گردد

به امید انکه دوستی در خور شانت پیدا شود

 

 

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است
میهمانی شد به پایان و نگارم رفته است
با گل این باغ تازه انس پیدا کرده ام
گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است 
بذر قرآن را به دل گرچه به دستم کاشتم
وقت محصولش که شد دیدم بهارم رفته است
سفره پر رزق مهمانی رحمت جمع شد
درد در سینه نشسته است سفره دارم رفته است
در سحر تیر دعا سیر اجابت مینمود
با که گویم درد خود وقت شکارم رفته است
دلبر من از سحر بر دیدنم مشتاق بود
آنکه بوده هر سحر چشم انتظارم رفته است
شرح حال خویش را با یک کلام افشا کنم
دل شکسته هستم و دار و ندارم رفته است

 

 

همیشه موفق باشید

ارادتمند شما سجاد محبی

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

حکایاتی کوتاه از زندگی امام حسن مجتبی (ع) ۱۳٩٠/٥/٢٥
 

 

 همیشه همراه پیامبر بود؛ در کنارش، روی زانوهایش و حتی روی شانه ها. وحی الهی که نازل می شد، آن را از لب های مبارک پیامبرمی ربود و می برد برای مادرش زهرا سلام علیها. علی علیه السلام که به خانه می آمد، حرف های تازه ای از قرآن و وحی می شنید، می گفت: زهرا! اینها را از کجا نقل می کنی؟ می گفت: از فرزندت، حسن.

در تفسیر آیه 3 سوره بروج، متجیر مانده بود. به مسجد آمد، از یک نفر پرسید: شاهد و مشهود یعنی چه؟ گفت: شاهد، روز جمعه است و مشهود، روز عرفه. از مرد دیگری پرسید. او گفت: شاهد، روز جمعه است و مشهود، روز عید قربان. متحیر ماند. کودکی گوشه مسجد بود. به دلش افتاد که از او بپرسد. شنید: شاهد، رسول خدا و مشهود، روز قیامت است. مگر نخوانده ای که خداوند درباره رسولش می فرماید: «ای پیامبر! ما تو را گواه و بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم». (احزاب:45) و نیز درباره قیامت می فرماید: «آن روز، روزی است که مردم را برای آن گرد می آورند و روزی است که [جملگی در آن] حاضر می شوند». (هود:103)
مرد پرسید: این کودک که از همه بهتر و درست تر پاسخ داد، کیست؟ گفتند: حسن بن علی علیه السلام

)

کرامات امام حسن مجتبی علیه السلام

پیروانت می گویند که هیچ چیزی در آسمان و زمین نیست، مگر اینکه به آن آگاه هستی. اگر از پیامبر، تعداد خرمای درختی را می پرسیدند، درست می گفت، تو چطور؟ به من بگو این درخت، چند خرما دارد؟
این را معاویه از سر انکار و امتحان پرسید.
«چهار هزار و چهار دانه». این را امام با قاطعیت گفت:
خرماها را که شمردند، چهار هزار وسه دانه بود. فرمود: «باید دانه ای را پنهان کرده باشند».
درست گفته بود؛ یک دانه در دست عبدالله بن عامر بود.
(دیدار آشنا، ش 96 و 97، رمضان 1429هـ.ق، ص7)
درختان خرما از بی آبی خشک شده بودند. زیر یکی از همان درخت ها، فرشی انداختند. یکی از همراهان، نگاهی به درخت خشک شده شده کرد و با افسوس گفت: اگر این درخت، خشک نشده بود، از آن می خوردیم.
-رطب میل دارید؟
-آری.
دستان امام که آبشار نیایش و خواهش شد، درخت به اعجاز امامت سبز گشت، برگ در آورد و رطب داد، آن قدر که همه اهل قافله با شادی این خاطره، کامشان را شیرین کنند.


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

حکایت فکه ۱۳٩٠/٥/۱٧
 

به یاد شهدای فکه(به مناسبت سالگرد شهادت مظلومانه شهدای حنظله)

شهدای اینجا دیگر تشنه نیستند 

رزمندگان هشت تا چهارده کیلومتر را در حالی با پای پیاده از میان رمل و ماسه های روان فکه گذشتند که وزن تقریبی تجهیزاتی که در دست داشتند دوازده کیلو بود،تازه بعضی ها هم مجبور بودند قطعات چهل کیلویی پل را نیز حمل کنند.

اصلا عملیات والفجر مقدماتی را می گفتند عملیات موانع،مجموعه ای از کانالها به عمق سه تا نه متر پر از سیم خاردار و بشکه های پر از مواد آتش زا و میدان های مین که گاهی طول آن به چهار کیلومتر میرسید،بچه ها یکی را که رد میکردند به دیگری میرسیدند.

دشمن با هوشیاری مین ها را زیر رمل و ماسه ها کار گذاشته بود و چون بیشتر عملیات ها در شب انجام میگرفت،تا چند نفر روی مین پرپرنمی شدند،بقیه از وجود میدان مین باخبر نمی شدند.

رزمندگان دشت فکه ،جوانانی بودند که اراده قوی شان آنان را سد شکن کرده بود.

فکه را « قتلگاه شهیدان » میگویند،سه روز مقاومت ،بدون آب و غذا و سرانجام قتل عام.بچه های لشکر 17 علی ابن ابیطالب،ساعت ده شب درگیر شدند و خط دشمن شکسته شد.شهید زین الدین دستور میدهد بچه های مهندسی سریعا اقدام به زدن خاکریز کنند اما حجم شدید آتش دشمن مانع میشود و سرآغاز حماسه مظلومانه ای درفکه شکل میگیرد.حدود ساعت 2:15 خبر میرسد مهمات بچه ها در حال اتمام است و تعداد زیادی از بچه ها زخمی و شهید شده اند،با حجم شدید آتش دشمن و وضعیت منطقه امکان ارسال مهمات به سختی امکان پذیر است.

عراقی ها بچه ها را از سه طرف محاصره میکنند،اما فرزندان عاشورایی خمینی تا حدود هفت صبح مقاومت میکنند،وقتی دستور داده میشود کمی بچه ها به عقب برگردند صدایی از آن طرف بی سیم برای همیشه جاودانه میشود،فرمانده گردان میگوید اطراف من بچه هایم روی خاک افتاده اند،من اینها را چطور تنها بگذارم.

 

از ناگفته هایی که فکه آرام و ساکت در سینه دارد،نحوه شهادت اسرا و مجروحین است.گروه تفحص در حین جستجو به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود.رد سیم ها را که گرفتند به یک دسته از شهدا که دست و پایشان با سیم هابسته شده بود رسیدند،معلوم بود که آنها را زنده به گور کرده اند.چرا که کسی دست کشته ای را نمی بندد.

 

نمی دانم چقدر از گردان حنظله میدانی؟؟ سیصد نفر در یکی از کانال ها محاصره شدند واکثرا با آتش مستقیم دشمن یا تشنگی مفرط به شهادت رسیدند.عراقی ها مدام با بلندگو میخواستند که تسلیم شوند و بچه ها در جواب با آخرین رمق خود ،فریاد تکبیر سر میدادند و سر تسلیم فرود نیاوردند.

در یادداشت های باقی مانده از یکی از شهیدان گردان حنظله آمده است:امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم،آب را جیره بندی کرده ایم،عطش همه را هلاک کرده،همه را جز شهدا،که حالا کنار هم در انتهای کانال خوابیده اند.دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه (س).

 

فکه را شور و نوایی دیگر است

                               التهاب و التجایی دیگر است

عاشقانش را به خون غلتان ببین

                            سر به کف عشق و ارادت جان ببین

یک دو گردان را ولایت روح داد

                                حنظله نامش به عالم روح داد

نام دیگررا در عقبی شد کمیل

                                عاشقان را بر شهادت بودخیل

تشنگی در حال آنان چیره کرد

                                عشق را از کار آنان خیره کرد

عشق را تا بینهایت اوج داد

                                نام خود در کهکشانها اوج داد

در شهادت گوی سبقت را ربود

                                  فکه را در اوج افلاکش ستود

حصر تن را جملگی از هم گسست

                             با شهادت حصر نفسش را شکست

در وصیتنامه ها آمد به عین

                            جان ما هر دم فدایت یا حسین(ع)

حالیا نوبت به حصر ما رسید

                           در محک سنگ ولایت شد پدید

از ولایت پرسشی از ما کنند

                             جستجو نورش به قلب ما کنند

جنت الماوی بود ای همرهان

                                 مزد هر والی ولایت را عیان

روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد

شادی ارواح طیبه شهدا سه صلوات

همیشه موفق باشید


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

مناجات ۱۳٩٠/٥/۱٦
 

الهی  ،  گاهی  ،  نگاهی  .


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

"پهلوانان نمیمیرند" نه قهرمانان ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

دو مورد درگیری منجر به قتل برگزیدگان مسابقات موسوم به «قوی ترین مردان ایران» و «قوی ترین مردان جهان»، باعث شد در روزهای اخیر، افکارعمومی در خصوص زندگی این اشخاص و فعالیت هایشان که تنها نمود بیرونی اش همین مسابقات است، بیش از هر زمان جویا شوند، اما هرچه جستند، جز تمجیدهای گاه و بی گاه رسانه هایی که از این اشخاص پرزور چند عکس و جزئیاتی از زندگی شان می خواستند، نیافتند؛ جزئیاتی که نشان نمی داد بسیاری از این قهرمانان کاغذی در ماه هایی که تلویزیون هیکل های غول آسایشان را نشان نمی‏دهد، چه می کنند و چه اتفاقاتی رخ داده که قوی ترینشان با شمشیر سامورایی آدم می کشد؟

به گزارش سرویس ورزشی «آینده»؛ «در موقعیت دعوا قرار نمی‌گیریم. اصلا کسی با ما درنمی‌افتد که دعوایمان بشود. مثلا خود شما می‌آیید با من دعوا کنید؟ مسلما نمی‌آیید. می‌دانید که نباید با این آدم‌ها دعوا کرد. برای همین ما کمتر از آدم‌های عادی تو موقعیت دعوا هستیم. ما آن‌قدر توی تمرینات زور می‌زنیم که دیگر هیچ زوری برایمان نمی‌ماند تا دعوا کنیم! ما همیشه دنبال این هستیم که مردمدار باشیم. این مردمداری به نفع خودمان تمام می‌شود.»؛ این بخشی از گفته های سه سال پیش امیر و رضا قرایی است؛ برادرانی که در روزهای اخیر نه با زور بازویی که ادعایش را داشتند که به تیزی شمشیر سامورایی، یک تن را از پای درآورده و شخص دیگری از از ناحیه دست مجروح کردند و طبیعتاً بازداشت می شوند تا در نهایت اگر خانواده درگذشته رضایت ندهد، یکی شان بالای دار رود و یکی از قهرمانانی که برخی رسانه های مکتوب با همراهی رسانه ملی برای نسل جوان تولید کرده اند، تاوان رفتاری را دهد که بعید به نظر می رسد بتوان به لحاظ حقوقی شبه عمد تلقی اش کرد و روی چهارپایه دار نرفت.

 


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

مرگ و بیداری ۱۳٩٠/٤/٢٠
 

نه خوابم می‌برد نه می‌برد مرگم به بیداری


 به این حال معلق تا کی‌ام بیدار می‌داری


 فقط یک پنجره کافی‌ست تا خورشید برگردد


 به این شب‌های سیمانی و ساعت‌های دیواری


 هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی،

 

 نفس بفرست! مُردم آه! از این آهِ تکراری


 برایم چشمگی کن تشنگی را از لبم بردار


 بجوش آنگاه شعری باش ــ رودی جاودان‌جاری‌ ــ


 نه تقویم و نه تاریخ و ... زمان یک برگ یک برگ است 


 زمین یک فصل یک فصل است با آیندۀ تاری ...


 که خواهد برد با هر فصل ما را رو به خواب مرگ


 که خواهد برد با هر مرگ ما را رو به بیداری


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

افتتاح قرار گاه مطالعاتی هلال ۱۳٩٠/٤/٦
 

بسم رب الشهدا


وبلاگ"قرارگاه مطالعاتی هلال" وابسته به پایگاه شهید هادی محبی شروع به کار کرد.

لذا از کلیه علاقه مندان دعوت به عمل میاید تا از وبلاگ خودشان بازدید به عمل اورده و ما را از حضور گرم و صمیمیشان و همچنین از مطالب و نظرات عالی خود بی نصیب و بی بهره نگذارند

یاد اور میشوم که وبلاگ یاد شده در راستای فرامین مطاع رهبری معظم و معزز تاسیس گردیده در حوزه بصیرت افزایی سیاسی و اعتقادی به جنگ نرم با کلیه دشمنان مشغول گردیدهکه از خداوند متعال برای همه زحمتکشان و دست اندر کاران ان ارزوی سربلندی و عزت و پایداری داریم

و من الله التوفیق

همیشه موفق باشید

میعاد گاه  http://gh-helal.blogfa.com]


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

چرا ما "قرآن" می خوانیم, حتی اگر نمی توانیم یک کلمه عربی را بفهمیم؟ ۱۳٩٠/۳/٩
 

 

چرا ما "قرآن" می خوانیم, حتی اگر نمی توانیم یک کلمه عربی را بفهمیم؟

 

یک مسلمان سالخورده, بر روی یک مزرعه در کوهستانهای "کنتاکی شرقی"(یکی از ایالت های آمریکا) همراه با نوه جوانش زندگی می کرد. پدربزرگ هر صبح زود بر روی میز آشپزخانه می نشست و قرآنش را می خواند.
نوه اش تمایل داشت عین پدربزرگش باشد و از هر راهی که می توانست سعی می کرد از پدربزرگش تقلید کند.
 
 
یک روز آن نوه پرسید: پدربزرگ, من تلاش می کنم که مثل شما قرآن بخوانم اما آن را نمی فهمم و آنچه را که من نمی فهمم, سریع فراموش می کنم و در نتیجه آن کتاب را می بندم.چه کار باید انجام بدهم که آن قرآن را خوب بخوانم؟
 
پدربزرگ به آرامی از گذاشتن زغال سنگ در کوره بخاری دست کشید و جواب داد:این سبد زغال سنگ را داخل رودخانه بگذار و برگشتنی برای من یک سبد آب بیاور!
 
آن پسر انجام داد آنچنانکه به او گفته شده بود, اما همه آب به بیرون نشت می کرد قبل از اینکه او دوباره به خانه بیاورد.
 
پدربزرگ خندید و گفت:تو مجبور هستی که اندکی, سریع تر زمان آینده را جابجا کنی., و او را به عقب , به طرف رودخانه فرستاد تا دوباره با آن سبد تقلا کند. این دفعه آن پسر سریع تر دوید, اما آن سبد خالی می شد قبل از اینکه او به خانه برگردد. پسر جوان به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب با سبد یک کار غیر ممکن است, و به همین دلیل او رفت و به جای سبد یک سطل آورد.پیرمرد گفت:من سطل آب نمی خواهم, من یک سبد آب می خواهم. تو به اندازه کافی تلاش نکردی. و سپس پیرمرد از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند.
 
 
در این مرحله, پسر می دانست که این کار بی فایده است اما او می خواست به پدربزرگش نشان دهد که هر چقدر هم سریع بدود, با این حال آب به بیرون نشت می کرد قبل از اینکه او به خانه برگردد.پسر دوباره آن سبد را داخل رودخانه کرد و سخت دوید, اما زمانی که رسید نزد پدربزرگش, سبد دوباره خالی بود. پسر گفت:
 
 
دیدی پدربزرگ, این بی فایده است.
پیرمرد گفت: واقعا تو فکر می کنی که آن بی فایده است؟
 
نگاه کن به داخل سبد!
 
آن پسر به داخل سبد نگاه کرد و برای اولین بار متوجه شد که آن سبد تغییر کرده بود.آن سبد زغالی قدیمی کثیف, تغییر شکل یافته بود و اکنون داخل و بیرونش تمیز بود.
 
 
آن است رویدادی که تو زمانی که قرآن می خوانی. شاید تو درک نکنی و یا بخاطر نیاوری همه چیز را, اما درون و بیرون تو تغییر خواهد کرد.
 
 
آن, کار خداست در زندگی ما! یعنی هدایت!

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ۱۳٩٠/٢/۱٠
 

پشتیبان ولایت فقیه هستیم تا به مملکتمان آسیبی نرسد.

فرزندان انقلابی امام خمینی (ره)

سیاست بی سیاست

من به دنبال تحرکات سیاسی و سیاسی کاری ویا بیان عقاید سیاسی ام در این وبلاگ نیستم

فقط و فقط به حمایت از رهبری عزیز خواستم چند جمله و چند شعر بیاورم

تقاضا میکنم از اشعار پایین برداشت سیاسی نشود و در این ایام فتنه و غبار الود فقط از رهبری عزیزمان طرفداری و دعوی ولایت فقیه را داشته باشم و کاری به برخورد وتصمیم گیری های صحیح یا اشتباه دیگران نداشته باشیم

لذا حالا وقت گوش فرا دادن به پیام مقام معظم رهبری است که خطاب به خواص فرمودند مواضع صریح  خود را مشخص کنید

اما به عنوان یک بسیجی ولایت مدار ، به صورت سر بسته و دربسته میگویم:

ما با هیچکس عقد اخوت نبسته ایم و اگر هم از کسی حمایت کرده ایم در مقابل تعهدش بوده است.

عبارات زیر را به رهبر عزیزمان تقدیم میکنم

 

خراسانی ترین سیدمخورغم


بسیجی ها حواریون عشقند…

 

*جانم فدای رهبر-
ما مرد نبرد و نعره تکبیریم/
در راه تو یا خامنه ای می‌میریم/
گر حکم کنی برای حفظ اسلام/
هر چیز به هر که داده پس می‌گیریم


*ما از الست طایفه‌ای سینه خسته‌ایم/ما بچه‌های مادر پهلو شکسته‌ایم/امروز اگر سینه و زنجیر می‌زنیم/فردا به عشق فاطمه شمشیر می‌زنیم/ ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد/ روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد/ از ما بترس، طایفه ای پر اراده‌ایم/ما مثل کوه پشت علی ایستاده‌ایم. 


*جمله‌ای ناب از شهید عبدالمجید رحیمی: هر وقت که از اخبار کشور، چیزهایی را می‌شنوم و ناراحت می‌شوم، یک لحظه که فکر می‌کنم و می‌بینم سایه ولی فقیه بالای سرمان است، تمام غم و غصه ام فراموش می‌شود و خیلی زود می‌روم و سجده شکر به جا می‌آورم که اداره امور کشور دست جانشین معصوم است. بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان باید از اوامر ولایی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم شامل فقهای عظام هم می‌شود، چه رسد به مقلدین آنان. 

*بی خامنه‌ای شعار هم عهدی چیست؟/ بی‌خامنه‌ای ندای یا مهدی چیست؟
هرکس نشد فدایی خامنه‌ای/ بی شک تو بدان فدایی مهدی نیست 

*ما فقط سرباز توایم خامنه‌ای... 

*امام خمینی(ره): ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که نبادا یک پای خطایی بردارد... نظارت کند بر همه دستگاه‌ها بر ارتش که نبادا کار خلافی بکند.

 صحیفه امام جلد ۱۰ صفحه ۳۱۱ 


*تقدیم به آیت الله خامنه‌ای: رهبر نشوی تنها، من یار تو می‌گردم/ وز جرگه عشاقت سرباز تو می‌گردم/ گر لشکر سفیان‌ها از غرب به پا خیزد/ در قحطی انسان‌ها عمار تو می‌گردم/ از طعنه اشعث‌ها خوناست دلت مولا/تبدار غمت هستم بیمار تو می‌گردم/ با جرم ولای تو گر بر سردار آیم/ مدح تو کنم بردارتمار تو می‌گردم/ این من نه منم تنها، آید ز بسیج آوا/ رهبر نشوی تنها، من یار تو می گردم. 


*یارب دل دوستان پر زغم نکنی/با تیر بلا قامت ما خم نکنی/ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند/ یک مو ز سر رهبر ما کم نکنی/

*با خامنه ای کسی نگردد گمراه
او در شب فتنه می درخشد چون ماه
در هر نفسم برای او می خوانم
لاحول و لا قوه الا بالله!

*خرم آن روزی که تو پرچم کنی تقدیم دوست

سید والای ما آن لحظه ما را آرزوست

*الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم و بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم.

سردار شهید شوشتری

*ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه امتحان فراهم گردد
ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما 
یک مو ز سر علی اگر کم گردد

*با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست

*ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
گرجان طلب دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

*ای که در علم وحکم پخته ای و خام،نه ای
باعث عزت ایران نه فقط خامنه ای
تو لسان الحقی محتاج نی وخامه،نه ای
جان ما باد به قربان تو ای خامنه ای

*رهبرم
به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد
به شوق آرزو باشد، نه تکرار غم امروز

*حقا که تو از سلاله فاطمه ای
با نصرت خود درد مرا خاتمه ای
زیباتر از این نام ندیدم همه عمر
سید علی الحسینی الخامنه ای

*شهری به آتش میکشم گر تو لبت را تر کنی/
من چون گلی در دست تو کاش مرا پرپر کنی/
بر رشته های معجر زهرا قسم سید علی/
خنجر به حنجر میزنم گر تو هوای سر کنی/

*سرود و شعر و شعارم، امام خامنه ایست
گل همیشه بهارم امام خامنه ایست
پس از خدا و رسول و ائمه اطهار(ع)
تمام دار و ندارم امام خامنه ایست

*ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگردارتر از صد مردیم
هر زمان بوی خمینی(ره) به سر افتد مارا
دور سید علی خامنه ای می گردیم

 

*امام صادق(ع):کسی که در راه ولی خدا خوب قدم بر ندارد، در راه دشمن ولی خدا ناچار میشود که بسیار بیشتر قدم بردارد.

 

*اگر زسر هایمان کوه بسازند ...
فرزندانمان هرگز در کتاب تاریخ نخواهند خواند : خامنه ای تنها ماند..
لبیک یا حسین ....

*اگر فرمان دهد رهبر بتازیم؛
اگر او خواهد از ما سر ببازیم؛
اگر صبر و قرار از ما بخواهد؛
نشینیم و بسوزیم و بسازیم؛


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

ایا حضرت فاطمه از شیخین راضی شد ؟ ۱۳٩٠/۱/٢٧
 

طرح شبهه:

بر فرض که قبول کنیم، فاطمه رضی الله عنها در مقطعى از شیخین دلگیر شده باشد ؛ ولى این مطلب نیز ثابت است که شیخین در آخرین روزهاى حیات فاطمه آمدند و از وى رضایت گرفتند؛

 

چنانچه بیهقى و دیگران نقل کرده‌اند:

عن الشعبی قال لما مرضت فاطمة أتاها أبو بکر الصدیق فأستئذن علیها فقال علی یا فاطمة هذا أبو بکر یستئذن علیک فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل علیها یترضاها وقال والله ما ترکت الدار والمال والأهل والعشیرة إلا لإبتغاء مرضاة الله ومرضاة رسوله ومرضاتکم أهل البیت ثم ترضاها حتى رضیت.

هنگامى که فاطمه بیمار شد ابوبکر براى کسب رضایت نزد وى آمد و اجازه خواست تا او را ملاقات کند، علی به فاطمه فرمود: ابوبکر براى ملاقات اجازه مى‌خواهد فاطمه فرمود: آیا شما دوست دارید وارد شود؟ علی فرمود: آری، پس فاطمه اجازه داد، ابوبکر وارد شد و جویاى کسب رضایت فاطمه بود، ابوبکر گفت: به خدا سوگند خانه و زندگى و مال و ثروتم و خویشانم را ترک نکردم؛ مگر براى به دست آوردن رضایت و خوشنودى خدا و رسول و شما خاندان پیغمبر، پس فاطمه از وى راضى شد.

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) دلائل النبوة، ج 7،‌ ص 281؛

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) الاعتقاد والهدایة إلى سبیل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحدیث، ج 1،‌ ص 354، تحقیق: أحمد عصام الکاتب، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ.

نقد و بررسی:

عدم رضایت صدیقه شهیده سلام الله علیها از شیخین، اصل و اساس مشروعیت خلافت آن‌ها را زیر سؤال مى‌برد؛ چرا که ثابت مى‌کند تنها یادگار رسول خدا، برترین بانوى دو عالم،‌ سیده زنان اهل بهشت با خلافت ابوبکر و عمر مخالف و از دست آن‌ها ناراضى و خشمگین بوده است و طبق روایات صحیح السندى که در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت آمده است، رضایت فاطمه رضایت رسول خدا و خشم او خشم رسول خدا است.

از این رو عالمان اهل سنت دست به کار شده و روایتى را جعل کرده‌اند تا ثابت کنند که شیخین پس از آن که دختر رسول خدا را به خشم آوردند، در واپسین روزهاى زندگى آن حضرت به عیادت ایشان رفته و از او درخواست رضایت کردند و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز از آن‌ها راضى شد.!

در پاسخ مى‌گوییم:

اولاً: سند روایت مرسل است؛ چرا که شعبى از تابعین است و خود شاهد ماجرا نبوده و این روایت همان اشکالى را دارد که اهل سنت به روایت بلاذرى و طبرى مى‌کردند.

ثانیاً: بر فرض این که مرسلات تابعى مورد قبول باشد، باز هم نمى‌توان روایت شعبى را پذیرفت؛ زیرا شعبى از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام و ناصبى بوده است؛ چنانچه بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نویسند:

عن مجالد عن الشعبی قال: قدمنا على الحجاج البصرة، وقدم علیه قراء من المدینة من أبناء المهاجرین والأنصار، فیهم أبو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه... وجعل الحجاج یذاکرهم ویسألهم إذ ذکر علی بن أبی طالب فنال منه ونلنا مقاربة له وفرقاً منه ومن شره....

در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شدیم گروهى از قاریان مدینه از فرزندان مهاجر و انصار که ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نیز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود یادى از علی بن ابوطالب کرد و از او بدگویى نمود و ما نیز به خاطر رضایت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علی بدگویى کردیم ....

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف، ج 4، ص 315؛

الغزالی، محمد بن محمد أبو حامد (متوفای505هـ)، إحیاء علوم الدین، ج 2، ص 346، ناشر: دار االمعرفة – بیروت.

آیا روایت یک ناصبى مى‌تواند براى ما حجت باشد؟

نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت

ثانیاً: غضب فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر از آفتاب روشن تر و غیر قابل انکار است. بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر، سخن گفته است.

در کتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد:

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَکْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ.

فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، حدیث 3998 مى‌گوید:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ

فاطمه بر ابوبکر غضب کرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ حدیث 6346 مى‌نویسد:

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ.

پس فاطمه از ابوبکر کناره گیرى کرد وبا وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 6، ص 2474، ح6346، کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

و در روایت ابن قتیبه آمده است که هنگامى که آن دو براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت کرد،‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

البیت بیتک.

یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر کسى را که دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این که آن دو بعداً بهانه نیاورند که ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى که آن‌ دو عذرخواهى کردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلکه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی »

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف کردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.

به این نیز بسنده نکرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1،‌ ص 17، باب کیف کانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.

با این حال چگونه مى‌توان باور کرد که صدیقه شهیده سلام الله علیها از آن دو راضى شده باشد؟ آیا روایت بخارى مقدم است یا روایت بیهقی؛ آن‌هم روایت شخصى که دشمن امیرمؤمنان علیه السلام محسوب مى‌شده و خود نیز شاهد ماجرا نبوده است؟

ثالثاً: اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو نفر راضى شده بود، چرا وصیت کرد که او را شبانه دفن کنند و هیچ یک از کسانى را که به وى ستم روا داشته‌اند، براى تشییع جنازه و نماز خبر نکنند؟

محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها

فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:

وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا

فاطمه از ابوبکر میراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبکر سرپیچى کرد سوگند یاد کرد که دیگر با وى سخن نگوید و وصیت کرد شبانه او را دفن کنند تا ابوبکر در تشییعش شرکت نکند.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج 1،‌ ص 300، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، 1393، 1972.

و عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:

عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلى الله علیه وسلم دفنت باللیل قال فر بها علی من أبی بکر أن یصلی علیها کان بینهما شیء

از حسن بن محمد نقل است که گفت: فاطمه دختر پیامبر شب دفن شد تا ابوبکر بر پیکرش نماز نخواند؛ زیرا کدورتى بین آن دو وجود داشت.

و در ادامه نیز مى‌گوید:

عن بن عیینة عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلک.

از حسن بن محمد نیز همانند روایت پیشین نقل شده است؛ الا این که در این روایت گفته شده: فاطمه بر دفن شبانه وصیت کرد.

الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 3،‌ ص 521، ح 6554 و ح 6555، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ.

البته ممکن است که کسى بگوید: ابوبکر بعدا پشیمان شد و توبه کرد، در پاسخ باید گفت: توبه زمانی مفید و ارزشمند است که همراه با ندامتى بر خواسته از عمق وجود آدمى باشد. و از طرفى گذشته را هم جبران نماید به این معنى که شخص توبه کننده حقوق تضییع شده را؛ چه الهى باشد و چه مردمى تمام آن را جبران نماید.

حال پرسش ما این است که آیا ابوبکر فدک را به صدیقه طاهره بازگرداند تا توبه‌اش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذیرفته شود؟

نتیجه:

خشم فاطمه از شیخین تا واپسین لحظات زندگی‌اش و عدم رضایت از آن دو، از مسائلى است که در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت پس از قرآن وارد شده و روایت بیهقى که از آن استفاده کسب رضایت فاطمه شده است، به دلیل وجود یک ناصبى در سلسله سند آن، اعتبار ندارد.

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

  ۱۳٩٠/۱/٢٠
 

نماد فراماسونری در حرم امام خمینی(ره)

سایت محاکمه پس از نشان دادن نمادهای موجود در مکان های کشورمان ، اینبار به نمایش دادن نمادهای فراماسونری موجود در معماری حرم بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) می پردازد.

سایت محاکمه پس از نشان دادن نمادهای موجود در مکان های کشورمان ، اینبار به نمایش دادن نمادهای فراماسونری موجود در معماری حرم بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) می پردازد.

همانگونه که در عکس ها ملاحظه می فرمایید، طرح این هرم ها اختلافی مختصر با هرم فراماسونری دارد و  آن هم به دلیل خمیدگی و انحنای اضلاع است.ولی در کل می توان گفت با دیدن این اشکال هندسی، چیزی که در ذهن مجسم می شود، یک نماد الحادی است تا یک بنایی با طرح اسلامی و زیبا!

محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com

همانطور طور که مقام معظم رهبری بارها در گفته هایشان متذکر این موضوع شده و فرموده اند :
« ما بارها، مکرر به آقایان ائمه‏ى جمعه، ائمه‏ى جماعت و روحانیون محترم در شهرستانها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد؛ صداى اذان باید از مساجد بلند شود. باید همه نشانه‏هاى توجه به نماز و اقامه‏ى نماز را در شهر اسلامى – بخصوص در شهرهائى مثل تهران و شهرهاى بزرگ کشور – ببینند، باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانى که وارد این شهرها می شوند. نشانه‏هاى اسلامى باید واضح و آشکار باشد؛ کما اینکه در مهندسى‏هاى ما باید نشانه‏هاى اسلامى آشکار باشد. صهیونیستها هر نقطه‏ى دنیا که خواستند یک ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى کردند یکجورى رویش تثبیت کنند. کار سیاسى‏شان اینجورى است. ما مسلمانها نشانه‏هاى اسلامى و مهندسى اسلامى را باید در همه‏ ى کارهایمان، از جمله در باب مهندسى بایستى مراعات کنیم. »محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

استفتاعاتی در خصوص سال نو واداب رسوم ایرانی ۱۳٩٠/۱/۱٤
 

1- گذاشتن پول میان اوراق قرآن

رسم است که در عید نوروز و مانند آن پول لای قرآن می گذارند و عیدی می دهند. آیا این کار اشکال دارد؟

اشکالی ندارد.

2- اعمال عید نوروز در مفاتیح

اعمالی که در مفاتیح تحت عنوان عید نوروز آمده مربوط به کدام تقویم است؟ آیا هر سال نو را در هر فرهنگ شامل می شود (مثلا عید نوروز ایرانیان) یا برای تقویم قمری است؟

خیر، مربوط به عید نوروز (سال شمسی) است.

3- سبزه هایی که به شکل اسامی مقدسه درآورده شده

ما امسال سبزه عید نوروز را به شکل اسم های پنج تن مثلاً «یا حسین» درآوردیم و چون آن ها را روز سیزده بدر همان جا می گذاریم، آیا مشکلی ندارد؟ اگر مشکل دارد با سبزه ها چه کار کنیم؟

در صورتی که بی احترامی و هتک حرمت شود، جایز نیست و بهتر است در محلی قرار دهید که بی احترامی نشود.

4- فضیلت شرعی نداشتن عید نوروز

من طلبه هستم و با چند نفر دیگر از طلاب در مورد عید نوروز تحقیقاتی انجام داده ایم و طبق گفته علمای رجال و درایه، حدیثی که شیخ طوسی (رحمة الله) در مورد عید نوروز ذکر کرده اند معتبر نمی باشد زیرا اولاض خبر واحد است و به حد تواتر نرسیده، ثانیاً منبع آن کتابی قوی نیست چون در کتاب دعاییه ایشان ذکر شده نه در کتاب فقهیه ایشان. در ضمن اصل کلمه ی عید یعنی بازگشت. این بازگشت در حالیست که ریشه ی این عید به آیین زردشتیان باز می گردد. حال سوال این است که نظر فقهی و نظر محققانه ی شما در این مورد چیست؟

ما برای عید نوروز جنبه ی شرعی قائل نیستیم بلکه یک قرارداد عرفی است که آثار مطلوبی دارد و از آثار نامطلوب آن نیز باید پرهیز گردد.

5- نام گذاری نوروز به عنوان عید

آیا گفتن لفظ «عید» برای سال نو و عید نوروز اشکال دارد؟

اشکالی ندارد.

6- شادی و تفریح در نوروز و سیزده بدر

آیا نحس بودن عدد 13 مورد قبول فرهنگ شیعه است؟ جایگاه نوروز و شادی در فرهنگ شیعه چگونه است؟

سیزده بدر ریشه شرعی ندارد و از خرافات است ولی تفریح سالم و خالی از گناه بدون اعتقاد به نحس بودن سیزده، اشکالی ندارد.
در زمینه ی نوروز می توانید به کتاب «مفاتیح نوین» که در بخش (تالیفات) سایت موجود است در قسمت «اعمال ماه های خورشیدی» مراجعه فرمایید.

7- نظر معظم له در مورد نوروز

من شنیده بودم که شما گفته بودید نوروز بی اساس و سطحی است و مسلمانان را از آن بر حذر داشته اید. من می خواستم بدانم که آیا این جمله را شما گفته اید یا نه و این که نظر شما درباره ی نوروز چیست؟

عید نوروز جنبه های مثبت و منفی متعددی دارد. جنبه های مثبت آن نظافت، صله رحم، کمک به اقشار ضعیف و کم درآمد و مانند آن است و جنبه های منفی آن، مراسم خرافی چهارشنبه سوری، سیزده بدر، تشریفات کمرشکن، چشم و هم چشمی، مسافرت های گناه آلود، شکستن مرز محرمیت ها و امثال آن می باشد. حال اگر به جنبه های مثبت آن پرداخته شود و از جنبه های منفی آن اجتناب شود طبق روایت مزبور عید نوروز طبیعی، عید تشریعی هم می شود و اگر خدای نکرده بر عکس شود از منظر حضرت علی (علیه السلام) چنین روزی عید نخواهد بود. در این زمینه می توانید به «پیک احکام» شماره 22 که در بخش (پیک احکام) سایت موجود است مراجعه فرمایید.

8- برپایی سفره ی هفت سین در جوار اماکن متبرکه

آیا برپایی «سفره ی هفت سین» به عنوان یک مراسم سنتی در کنار بقاع متبرکه جایز است؟

مانعی ندارد.

9- روز عید مردگان

آیا درست است که روز قبل از سال تحویل (عید سال نو شمسی) روز عید مردگان است؟ این روز اعمال یا دعای خاصی دارد؟ در این روز می بینیم که سفره هفت سین بر سر مزار پهن می کنند، آیا درست است؟

این مطلب اعتباری ندارد و این یک رسم عرفی است که مردم بر سر مزار مردگان حاضر می شوند و فاتحه می خوانند.

10- تأیید سنت های پسندیده نوروز

آیا این درست است که دین اسلام عید نوروز را محو کرده است؟ با توجه به روایت امام موسی کاظم (علیه السلام) چرا باید دین اسلام عید نوروز را رد کند؟ آیا نمی شود ما تمام سنت های کشورمان را که مربوط به زمان هخامنشیان است داشته باشیم و شیعه هم باشیم؟

عید نوروز فرصت مناسبی برای صله رحم و نظافت و امثال آن و تفکر در مورد عظمت خدا در نو شدن طبیعت است ولی اگر به کارهای خرافی نظیر مراسم چهارشنبه سوری و سیزده بدر دچار شود، قطعاً مورد رضایت خداوند نخواهد بود.

11- جایگاه عید نوروز در اسلام

عید نوروز در روایات و احادیث ما شیعیان و در شرع مقدس اسلام چه جایگاهی دارد؟ و آیا در این باره حدیث و روایتی موجود است؟ و آیا رسم و رسوماتی برای آن تعریف شده است؟

روایتی در مورد نوروز وجود دارد هر چند از نظر سند مورد گفتگو است. شرح آن را در کتاب «مفاتیح نوین» بخش (اعمال ماه های خورشیدی) مطالعه فرمایید.

12- روایات مربوط به نوروز و تعظیم آن

من به شخصه هیچ عقیده ای به ملیت و ملی گرایی ندارم و فکر می کنم که یکی از اهداف متعالیه اسلام زدودن همین افکار قومی و قبیله ای و ... بوده است. اکنون در کتاب «مفاتیح» به احادیثی برخوردم درباره ی تعظیم نوروز و مراسمی که درباره ی آن و عبادات مخصوص آن روز آورده شده است. آیا این روایات کاملاً معتبر است؟
یکی از دوستان می گفت احتمال آن که اجداد ما این روایات را ساخته باشند تا بتوانند در سایه ی آن کار خود را بکنند زیاد است. مثلاً در «هفت سین» قرآن می گذارند تا رنگ و بوی اسلامی بگیرد و به این عنوان آن را حفظ کنند. لطفاً توضیح دهید.

نوروز ربطی به قوم خاصی ندارد و مربوط به طبیعت است که در روایات به آن اشاره شده است و سفارش به روزه و دعا و ... کرده اند اما مسائل اضافی و ملحق به نوروز، ساختگی است و اعتبار ندارد.


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

در بهار ازادی جای شهدا _______ ۱۳٩٠/۱/٧
 

هر سال در اواخر سال و اغازین روز های بهار جمله ای در تمام شهرمون به چشم میخورد که امسال من حتی در محله های مذهبی نشین و حتی در مساجدمون(که سنگر هستند و باید حفظ شان کنیم )هم ندیدیم

میشه گفت که امسال با نبود این شعار انقلابی واقعا اثبات کردیم که در بهار ازادی جای شهدا خالی است ....

لذا به خودم واجب و لازم دونستم که به سهم خودم هر چند کوچک ولی یادشون کنم

راستی با امروز چند وقته که زیارت شهدا نرفتم ؟

کاش اینقدر که در اخر سال برای خرید لباس و اثاث به بازار دنیا رفتیم وشلوغش کردیم  به بازار معرفت می رفتیم و سر مزار عاشقان حقیقی (شهدا) رو شلوغ تر می کردیم و چیزای اساسی دریافت میکردیم

کاش از اخلاصتان یک جرعه بر می داشتم
● بی ریاتر رنگی از جنس سحر می داشتم
● کاش مانند شما ای رهگذاران غریب
● از درون خویشتن بهتر خبر می داشتم
● کاش مانند شما در عرصه ی خون و خطر
● عافیت نه عاقبت را در نظر می داشتم
● کاش می ماندم کنار سنگر اشک شما
● وز برای آبرو چشمان تر می داشتم
● کاش در سوز و گداز جبهه ی ایمان و عشق
● سینه ای از آتش دل شعله ور می داشتم
● کاش می شد می گشودم معبری سمت افق
● از شما یک تن در این ره همسفر می داشتم
● کاش در کانال ها آن سوی خط ـ آن سوی دل
● در عبور از خویشتن شوق خطر می داشتم
● کاش می شد انتهای خاکریز عاشقی
● سایه ی لطف شهیدان را به سر می داشتم
● بال و پر یعنی شهادت ـ آه ـ ماندم بی نصیب
● می رسیدم تا خدا; گر بال و پر می داشتم


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

زندگی این فرصت کوتاه را هم دوست دارم ۱۳۸٩/۱٢/٢٥
 

عاشق آن صخره هایم، ماه را هم دوست دارم

"کفش هایم کو؟..." که من این  راه را هم دوست دارم

اشک با من مهربان است و تبسّم مهربان تر

شور و لبخند و دریغ و  آه را هم دوست دارم

گر چه خارم، گاه گاهی راه دارم در گلستان

گرچه خاکم،  خاک آن درگاه را هم دوست دارم

عاشقم بر ذکر "یا رحمان"  و" یا حنّان" و "یا هو"  

ذکر "یا منّان" و "یا الله" را هم دوست دارم

عاشق شمسم، ولی حلّاج را هم می پسندم

سوز و حال خواجه عبدالله را هم دوست دارم

یوسفی گم کرده ام چون روزهای عمر و  هر شب

سر فرو بردن درون چاه را هم دوست دارم

با غریبان زمین هر لحظه در خود می گدازم

راستش این غربت جانکاه را هم دوست دارم

شنبه ها تا جمعه ها را داغدار انتظارم

حسرت آن جمعه ناگاه را هم دوست دارم

گرچه ، مرگ - این خلوت نایاب - را هم می ستایم

زندگی این فرصت کوتاه را هم دوست دارم


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

باز هم به مناسبت ولادت اباالمهدی تقدیم به شما ۱۳۸٩/۱٢/٢٢
 


از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری ام
فاطمی دین و حسینی ، حسنی ، حیدری ام

همه ی دلخوشی ام ای گل زهرا (س) این است
که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام

سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند
که مسلمان مرام حسن عسگری ام

چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد ؟
چه کسی مثل تو ای دوست کند دلبری ام ؟

من که مجنونم و آشفته – تورا می خوانم
سربازار غمت-یوسف من – مشتری ام

به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من
تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام

آری آری بخدا کف زدن اینجاست حلال
که حسن داده مرا وعده دیدار و وصال


آسمان مهر وتولای تو داردآقا
عرش درسینه تمنای تو دارد آقا

حور و قلمان بهشت اند گدای نفست
باغ رضوان سر سودای تو دارد آقا

از شعاع افق چشم تو بالاتر چیست؟
ماه سودای قدم های تو دارد آقا

هل اتا آید وآقایی تو می خواند
جبرئیل آیت غرای تو دارد آقا

عرصه محشر وآغاز شفاعت از توست
عالمی حسرت فردای تو دارد آقا

گوشه صحن وسرایت ، حرم آل عباست
خاک سرداب گل پای تو دارد آقا

زیر پایت نظر افکن که تماشا دارد
دل آواره به خاک قدمت جا دارد


وای اگر جلوه کنی ! – جلوه نکرده این است
هرچه خون است به پای علمت می ریزد

بی تو خورشید خریدار ندارد یعنی ،
هرچه نور است ز عرش حرمت می ریزد

عمر نوح ای همه روح – تو را لازم نیست
کشتی نوح از این عمر کمت می ریزد

از دل خسته خداوند نگیرد غم تو
که سرور از دل دریای غمت می ریزد

دست خالی نرود هیچکس از درگه تو
از تهیدستی سائل درمت می ریزد

تو ابالمهدی (عج) زهرایی(س) ودوم حسنی (ع)
مجتبای دگر فاطمه (س) – آقای منی


تاکه من چون حسن عسگری (ع)آقا دارم
ز عیار گل دلبر دل زیبا دارم

زندگی زیر لوایش چه صفایی دارد !
روزگار خوشی از این قد و بالا دارم

با محبت تر از این جمله ندارم در دل
که به بالای سرم مثل تو بابا دارم

به وجود تو امام حسن عسگری(ع) است
که به کنعان دلم یوسف زهرا (س) دارم

ای بنازم به مقامت که امانت داری
من امان نامه ز امضای تولا دارم

حاجت روی جگر گوشه تو ما را کشت
ای بسا دست توسل به تو مولا دارم

مادرت منتظر آمدن مهدی (عج) توست
صبح میلاد تو هنگامه هم عهدی توست


سامرا خاک گل ماست خدا می داند
خاک من از گل مولاست خدا می داند

نظر از سامره بردار دلم را بنگر
حرم عسگری اینجاست خدا می داند

نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند
بعد منزل نه به اینهاست خدا می داند

حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست
طوف کوی تو مهیاست خدا می داند

حرم و گنبد و گلدسته تو در عرش است
عرش زوار دل ماست خدا می داند

طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست
ورنه دل قافله پیماست خدا می داند

بین مانیست کمی فاصله یابن الهادی (ع)
جز من و گرد همین قافله یابن الهادی (ع)
***محمود ژولیده***


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یا امام عسکری روحی فداک ۱۳۸٩/۱٢/٢٢
 

مژده مژده شد عالمی گلشن                

 یابن العسکری چشم تو روشن

بشکفته گل حیدری آمد                           

 مژده حضرت عسکری(ع) آمد

پیراهن نور کرده گل بر تن                       

یابن العسکری چشم تو روشن

از چهره او حضرت هادی (ع)                   

 بگرفته زشوق حضرت هادی (ع)

آوای سرور شد طنین افکن                    

یابن العسکری چشم تو روشن

شد بیت ولا خانه خورشید                           

نور عسکری بر جهان تابید

بر چیده ز دهر تیره گی دامن                   

 یابن العسکری چشم تو روشن

این جشن و سرور از تمام ما                            

 بر خامنه ای تهنیت بادا

بر لاله شده بیت حق مامن                      

یابن العسکری چشم تو روشن

میلاد با سعادت امام حسن عسکری بر امام زمان و تمام شیعیانش مبارک باد


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

ابوذر ۱۳۸٩/۱٠/٦
 

روزی ابوذر بنزد پیامبر خدا(ص) آمد و جبرائیل بصورت انسانی در نزد آن حضرت بود. وقتی ابوذر آن دو را دید از آنها دورشد تا کلامشان قطع نشود. پس جبرائیل گفت: ای محمّد او دعائی دارد که در نزد اهل آسمانها معروف است. از او سوال کن که آن دعا چیست؟
سپس وقتی جبرائیل از نزد رسول خدا (ص) رفت ابوذر به نزد حضرتش رسید سپس، پیامبر به او فرمود: چرا وقتی رد می شدی به ما سلام نکردی؟ ابوذر: یا رسول الله خیال کردم آنکه نزد شماست برای کار خاصی آمده است؟ پیامبر:  او جبرائیل بود و گفت: اگر ابوذر بر ما سلام میکرد جوابش را میدادیم. وقتی ابوذر متوجه شد که آن شخص جبرائیل بود پشیمان شد که چرا سلام نکرده است. پیامبر (ص) فرمود: آن دعایی که خدا را به آ ن میخوانی چیست ؟ که جبرائیل به من خبر داد تو دعائی داری که در آسمانها معروف است.
ابوذر : بله یا رسول الله. من در دعایم میگویم : «اللهم انی اسألک الأمن و الا یمان بک و التصدیق بنبیّک و العافیه من جمیع البلاء والشُکر علی العافیة و الغنی عن  شرار الناس – خدایا من از تو میخواهم ایمان به خودت را و تصدیق پیامبرت را و عافیت از همه بلاها و شکر بر عافیت وبی نیازی از مردمان شرور را.»


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
» سجاد محبی
» شهاب مهدوی
» پایگاه بسیج شهید هادی محبی
» بهنام سیف الهی
» (سایت بحار(استاد دقیقی
» (نگاهی از جنس عمق(وبلاگ استاد دقیقی
» سرباز ولایت ( امین کلاته)
» قرار گاه مطالعاتی هلال(وابسته به پایگاه شهید محبی)
» نگاه نو
» پسر یک شهید
» معرفت
» امیدوصال
» کامپیوتر وزبان انگلیسی
» خيمه دل سوختگان
» دوره11 موتلفه
  RSS 2.0