یا علی گفتیم و عشق اغاز شد...بغض چندین ساله ی ما باز شد
 

سجاد محبی


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» اسفند ٩٢ » آذر ٩٢ » آبان ٩٢ » تیر ٩٢ » فروردین ٩٢ » بهمن ٩۱ » آذر ٩۱ » آبان ٩۱ » مهر ٩۱ » شهریور ٩۱ » امرداد ٩۱ » تیر ٩۱ » خرداد ٩۱ » اردیبهشت ٩۱ » فروردین ٩۱ » اسفند ٩٠ » بهمن ٩٠ » آذر ٩٠ » آبان ٩٠ » مهر ٩٠ » شهریور ٩٠ » امرداد ٩٠ » تیر ٩٠ » خرداد ٩٠ » اردیبهشت ٩٠ » فروردین ٩٠ » اسفند ۸٩ » بهمن ۸٩ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩
» سجاد محبی(٤۳)
» بسیجی(۳٤)
» اعتقادی(۱٤)
» مذهبی(۱٤)
» ادبی(٧)
» شهدا(۳)
» سلام(۱)
» شعر(۱)

» وصیت نامه شهید امر به معروف و نهی از منکر شهید هادی محبی
» بخش حقوقی
» هزلیات و هجویات بابا منظورم جکه شوخی
» السلام علی الحسین
» دلت پاک باشه !!!
» بگو یا علی
» متن کامل توافق اولیه گروه 1+5 با ایران درباره برنامه هسته‌ای
» باز محرم شده ...
» بزرگ ترین عید جهان مبارک
» یا کریم اهل بیت
» یا حکیم و یا خبیر
» مناجات
» تحلیلی بر سخن رهبری"خـانـم بــد حـجـاب"
 

ایا حضرت فاطمه از شیخین راضی شد ؟ ۱۳٩٠/۱/٢٧
 

طرح شبهه:

بر فرض که قبول کنیم، فاطمه رضی الله عنها در مقطعى از شیخین دلگیر شده باشد ؛ ولى این مطلب نیز ثابت است که شیخین در آخرین روزهاى حیات فاطمه آمدند و از وى رضایت گرفتند؛

 

چنانچه بیهقى و دیگران نقل کرده‌اند:

عن الشعبی قال لما مرضت فاطمة أتاها أبو بکر الصدیق فأستئذن علیها فقال علی یا فاطمة هذا أبو بکر یستئذن علیک فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل علیها یترضاها وقال والله ما ترکت الدار والمال والأهل والعشیرة إلا لإبتغاء مرضاة الله ومرضاة رسوله ومرضاتکم أهل البیت ثم ترضاها حتى رضیت.

هنگامى که فاطمه بیمار شد ابوبکر براى کسب رضایت نزد وى آمد و اجازه خواست تا او را ملاقات کند، علی به فاطمه فرمود: ابوبکر براى ملاقات اجازه مى‌خواهد فاطمه فرمود: آیا شما دوست دارید وارد شود؟ علی فرمود: آری، پس فاطمه اجازه داد، ابوبکر وارد شد و جویاى کسب رضایت فاطمه بود، ابوبکر گفت: به خدا سوگند خانه و زندگى و مال و ثروتم و خویشانم را ترک نکردم؛ مگر براى به دست آوردن رضایت و خوشنودى خدا و رسول و شما خاندان پیغمبر، پس فاطمه از وى راضى شد.

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) دلائل النبوة، ج 7،‌ ص 281؛

البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای 458هـ) الاعتقاد والهدایة إلى سبیل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحدیث، ج 1،‌ ص 354، تحقیق: أحمد عصام الکاتب، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ.

نقد و بررسی:

عدم رضایت صدیقه شهیده سلام الله علیها از شیخین، اصل و اساس مشروعیت خلافت آن‌ها را زیر سؤال مى‌برد؛ چرا که ثابت مى‌کند تنها یادگار رسول خدا، برترین بانوى دو عالم،‌ سیده زنان اهل بهشت با خلافت ابوبکر و عمر مخالف و از دست آن‌ها ناراضى و خشمگین بوده است و طبق روایات صحیح السندى که در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت آمده است، رضایت فاطمه رضایت رسول خدا و خشم او خشم رسول خدا است.

از این رو عالمان اهل سنت دست به کار شده و روایتى را جعل کرده‌اند تا ثابت کنند که شیخین پس از آن که دختر رسول خدا را به خشم آوردند، در واپسین روزهاى زندگى آن حضرت به عیادت ایشان رفته و از او درخواست رضایت کردند و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز از آن‌ها راضى شد.!

در پاسخ مى‌گوییم:

اولاً: سند روایت مرسل است؛ چرا که شعبى از تابعین است و خود شاهد ماجرا نبوده و این روایت همان اشکالى را دارد که اهل سنت به روایت بلاذرى و طبرى مى‌کردند.

ثانیاً: بر فرض این که مرسلات تابعى مورد قبول باشد، باز هم نمى‌توان روایت شعبى را پذیرفت؛ زیرا شعبى از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام و ناصبى بوده است؛ چنانچه بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نویسند:

عن مجالد عن الشعبی قال: قدمنا على الحجاج البصرة، وقدم علیه قراء من المدینة من أبناء المهاجرین والأنصار، فیهم أبو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه... وجعل الحجاج یذاکرهم ویسألهم إذ ذکر علی بن أبی طالب فنال منه ونلنا مقاربة له وفرقاً منه ومن شره....

در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شدیم گروهى از قاریان مدینه از فرزندان مهاجر و انصار که ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نیز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود یادى از علی بن ابوطالب کرد و از او بدگویى نمود و ما نیز به خاطر رضایت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علی بدگویى کردیم ....

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ) أنساب الأشراف، ج 4، ص 315؛

الغزالی، محمد بن محمد أبو حامد (متوفای505هـ)، إحیاء علوم الدین، ج 2، ص 346، ناشر: دار االمعرفة – بیروت.

آیا روایت یک ناصبى مى‌تواند براى ما حجت باشد؟

نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت

ثانیاً: غضب فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر از آفتاب روشن تر و غیر قابل انکار است. بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر، سخن گفته است.

در کتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد:

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَکْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ.

فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، حدیث 3998 مى‌گوید:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ

فاطمه بر ابوبکر غضب کرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ حدیث 6346 مى‌نویسد:

فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ.

پس فاطمه از ابوبکر کناره گیرى کرد وبا وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 6، ص 2474، ح6346، کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

و در روایت ابن قتیبه آمده است که هنگامى که آن دو براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت کرد،‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

البیت بیتک.

یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر کسى را که دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این که آن دو بعداً بهانه نیاورند که ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم ؛ ولى علی نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى که آن‌ دو عذرخواهى کردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلکه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:

نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمة فقد أرضانی ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی »

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف کردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.

سپس صدیقه طاهره فرمود:

فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.

به این نیز بسنده نکرده و فرمود:

والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج 1،‌ ص 17، باب کیف کانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.

با این حال چگونه مى‌توان باور کرد که صدیقه شهیده سلام الله علیها از آن دو راضى شده باشد؟ آیا روایت بخارى مقدم است یا روایت بیهقی؛ آن‌هم روایت شخصى که دشمن امیرمؤمنان علیه السلام محسوب مى‌شده و خود نیز شاهد ماجرا نبوده است؟

ثالثاً: اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو نفر راضى شده بود، چرا وصیت کرد که او را شبانه دفن کنند و هیچ یک از کسانى را که به وى ستم روا داشته‌اند، براى تشییع جنازه و نماز خبر نکنند؟

محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها

فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:

وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا

فاطمه از ابوبکر میراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبکر سرپیچى کرد سوگند یاد کرد که دیگر با وى سخن نگوید و وصیت کرد شبانه او را دفن کنند تا ابوبکر در تشییعش شرکت نکند.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج 1،‌ ص 300، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، 1393، 1972.

و عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:

عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلى الله علیه وسلم دفنت باللیل قال فر بها علی من أبی بکر أن یصلی علیها کان بینهما شیء

از حسن بن محمد نقل است که گفت: فاطمه دختر پیامبر شب دفن شد تا ابوبکر بر پیکرش نماز نخواند؛ زیرا کدورتى بین آن دو وجود داشت.

و در ادامه نیز مى‌گوید:

عن بن عیینة عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلک.

از حسن بن محمد نیز همانند روایت پیشین نقل شده است؛ الا این که در این روایت گفته شده: فاطمه بر دفن شبانه وصیت کرد.

الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 3،‌ ص 521، ح 6554 و ح 6555، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ.

البته ممکن است که کسى بگوید: ابوبکر بعدا پشیمان شد و توبه کرد، در پاسخ باید گفت: توبه زمانی مفید و ارزشمند است که همراه با ندامتى بر خواسته از عمق وجود آدمى باشد. و از طرفى گذشته را هم جبران نماید به این معنى که شخص توبه کننده حقوق تضییع شده را؛ چه الهى باشد و چه مردمى تمام آن را جبران نماید.

حال پرسش ما این است که آیا ابوبکر فدک را به صدیقه طاهره بازگرداند تا توبه‌اش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذیرفته شود؟

نتیجه:

خشم فاطمه از شیخین تا واپسین لحظات زندگی‌اش و عدم رضایت از آن دو، از مسائلى است که در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت پس از قرآن وارد شده و روایت بیهقى که از آن استفاده کسب رضایت فاطمه شده است، به دلیل وجود یک ناصبى در سلسله سند آن، اعتبار ندارد.

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

 
 
 

  ۱۳٩٠/۱/٢٠
 

نماد فراماسونری در حرم امام خمینی(ره)

سایت محاکمه پس از نشان دادن نمادهای موجود در مکان های کشورمان ، اینبار به نمایش دادن نمادهای فراماسونری موجود در معماری حرم بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) می پردازد.

سایت محاکمه پس از نشان دادن نمادهای موجود در مکان های کشورمان ، اینبار به نمایش دادن نمادهای فراماسونری موجود در معماری حرم بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) می پردازد.

همانگونه که در عکس ها ملاحظه می فرمایید، طرح این هرم ها اختلافی مختصر با هرم فراماسونری دارد و  آن هم به دلیل خمیدگی و انحنای اضلاع است.ولی در کل می توان گفت با دیدن این اشکال هندسی، چیزی که در ذهن مجسم می شود، یک نماد الحادی است تا یک بنایی با طرح اسلامی و زیبا!

محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com
محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com

همانطور طور که مقام معظم رهبری بارها در گفته هایشان متذکر این موضوع شده و فرموده اند :
« ما بارها، مکرر به آقایان ائمه‏ى جمعه، ائمه‏ى جماعت و روحانیون محترم در شهرستانها، در تهران توصیه کردیم که مساجد باید آباد باشد؛ صداى اذان باید از مساجد بلند شود. باید همه نشانه‏هاى توجه به نماز و اقامه‏ى نماز را در شهر اسلامى – بخصوص در شهرهائى مثل تهران و شهرهاى بزرگ کشور – ببینند، باید احساس کنند؛ هم مردم خودمان، هم کسانى که وارد این شهرها می شوند. نشانه‏هاى اسلامى باید واضح و آشکار باشد؛ کما اینکه در مهندسى‏هاى ما باید نشانه‏هاى اسلامى آشکار باشد. صهیونیستها هر نقطه‏ى دنیا که خواستند یک ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى کردند یکجورى رویش تثبیت کنند. کار سیاسى‏شان اینجورى است. ما مسلمانها نشانه‏هاى اسلامى و مهندسى اسلامى را باید در همه‏ ى کارهایمان، از جمله در باب مهندسى بایستى مراعات کنیم. »محاکمه - اولین وب سایت نقد و بررسی ادیان و مذاهب ساختگی ::: www.mohakeme.com


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

استفتاعاتی در خصوص سال نو واداب رسوم ایرانی ۱۳٩٠/۱/۱٤
 

1- گذاشتن پول میان اوراق قرآن

رسم است که در عید نوروز و مانند آن پول لای قرآن می گذارند و عیدی می دهند. آیا این کار اشکال دارد؟

اشکالی ندارد.

2- اعمال عید نوروز در مفاتیح

اعمالی که در مفاتیح تحت عنوان عید نوروز آمده مربوط به کدام تقویم است؟ آیا هر سال نو را در هر فرهنگ شامل می شود (مثلا عید نوروز ایرانیان) یا برای تقویم قمری است؟

خیر، مربوط به عید نوروز (سال شمسی) است.

3- سبزه هایی که به شکل اسامی مقدسه درآورده شده

ما امسال سبزه عید نوروز را به شکل اسم های پنج تن مثلاً «یا حسین» درآوردیم و چون آن ها را روز سیزده بدر همان جا می گذاریم، آیا مشکلی ندارد؟ اگر مشکل دارد با سبزه ها چه کار کنیم؟

در صورتی که بی احترامی و هتک حرمت شود، جایز نیست و بهتر است در محلی قرار دهید که بی احترامی نشود.

4- فضیلت شرعی نداشتن عید نوروز

من طلبه هستم و با چند نفر دیگر از طلاب در مورد عید نوروز تحقیقاتی انجام داده ایم و طبق گفته علمای رجال و درایه، حدیثی که شیخ طوسی (رحمة الله) در مورد عید نوروز ذکر کرده اند معتبر نمی باشد زیرا اولاض خبر واحد است و به حد تواتر نرسیده، ثانیاً منبع آن کتابی قوی نیست چون در کتاب دعاییه ایشان ذکر شده نه در کتاب فقهیه ایشان. در ضمن اصل کلمه ی عید یعنی بازگشت. این بازگشت در حالیست که ریشه ی این عید به آیین زردشتیان باز می گردد. حال سوال این است که نظر فقهی و نظر محققانه ی شما در این مورد چیست؟

ما برای عید نوروز جنبه ی شرعی قائل نیستیم بلکه یک قرارداد عرفی است که آثار مطلوبی دارد و از آثار نامطلوب آن نیز باید پرهیز گردد.

5- نام گذاری نوروز به عنوان عید

آیا گفتن لفظ «عید» برای سال نو و عید نوروز اشکال دارد؟

اشکالی ندارد.

6- شادی و تفریح در نوروز و سیزده بدر

آیا نحس بودن عدد 13 مورد قبول فرهنگ شیعه است؟ جایگاه نوروز و شادی در فرهنگ شیعه چگونه است؟

سیزده بدر ریشه شرعی ندارد و از خرافات است ولی تفریح سالم و خالی از گناه بدون اعتقاد به نحس بودن سیزده، اشکالی ندارد.
در زمینه ی نوروز می توانید به کتاب «مفاتیح نوین» که در بخش (تالیفات) سایت موجود است در قسمت «اعمال ماه های خورشیدی» مراجعه فرمایید.

7- نظر معظم له در مورد نوروز

من شنیده بودم که شما گفته بودید نوروز بی اساس و سطحی است و مسلمانان را از آن بر حذر داشته اید. من می خواستم بدانم که آیا این جمله را شما گفته اید یا نه و این که نظر شما درباره ی نوروز چیست؟

عید نوروز جنبه های مثبت و منفی متعددی دارد. جنبه های مثبت آن نظافت، صله رحم، کمک به اقشار ضعیف و کم درآمد و مانند آن است و جنبه های منفی آن، مراسم خرافی چهارشنبه سوری، سیزده بدر، تشریفات کمرشکن، چشم و هم چشمی، مسافرت های گناه آلود، شکستن مرز محرمیت ها و امثال آن می باشد. حال اگر به جنبه های مثبت آن پرداخته شود و از جنبه های منفی آن اجتناب شود طبق روایت مزبور عید نوروز طبیعی، عید تشریعی هم می شود و اگر خدای نکرده بر عکس شود از منظر حضرت علی (علیه السلام) چنین روزی عید نخواهد بود. در این زمینه می توانید به «پیک احکام» شماره 22 که در بخش (پیک احکام) سایت موجود است مراجعه فرمایید.

8- برپایی سفره ی هفت سین در جوار اماکن متبرکه

آیا برپایی «سفره ی هفت سین» به عنوان یک مراسم سنتی در کنار بقاع متبرکه جایز است؟

مانعی ندارد.

9- روز عید مردگان

آیا درست است که روز قبل از سال تحویل (عید سال نو شمسی) روز عید مردگان است؟ این روز اعمال یا دعای خاصی دارد؟ در این روز می بینیم که سفره هفت سین بر سر مزار پهن می کنند، آیا درست است؟

این مطلب اعتباری ندارد و این یک رسم عرفی است که مردم بر سر مزار مردگان حاضر می شوند و فاتحه می خوانند.

10- تأیید سنت های پسندیده نوروز

آیا این درست است که دین اسلام عید نوروز را محو کرده است؟ با توجه به روایت امام موسی کاظم (علیه السلام) چرا باید دین اسلام عید نوروز را رد کند؟ آیا نمی شود ما تمام سنت های کشورمان را که مربوط به زمان هخامنشیان است داشته باشیم و شیعه هم باشیم؟

عید نوروز فرصت مناسبی برای صله رحم و نظافت و امثال آن و تفکر در مورد عظمت خدا در نو شدن طبیعت است ولی اگر به کارهای خرافی نظیر مراسم چهارشنبه سوری و سیزده بدر دچار شود، قطعاً مورد رضایت خداوند نخواهد بود.

11- جایگاه عید نوروز در اسلام

عید نوروز در روایات و احادیث ما شیعیان و در شرع مقدس اسلام چه جایگاهی دارد؟ و آیا در این باره حدیث و روایتی موجود است؟ و آیا رسم و رسوماتی برای آن تعریف شده است؟

روایتی در مورد نوروز وجود دارد هر چند از نظر سند مورد گفتگو است. شرح آن را در کتاب «مفاتیح نوین» بخش (اعمال ماه های خورشیدی) مطالعه فرمایید.

12- روایات مربوط به نوروز و تعظیم آن

من به شخصه هیچ عقیده ای به ملیت و ملی گرایی ندارم و فکر می کنم که یکی از اهداف متعالیه اسلام زدودن همین افکار قومی و قبیله ای و ... بوده است. اکنون در کتاب «مفاتیح» به احادیثی برخوردم درباره ی تعظیم نوروز و مراسمی که درباره ی آن و عبادات مخصوص آن روز آورده شده است. آیا این روایات کاملاً معتبر است؟
یکی از دوستان می گفت احتمال آن که اجداد ما این روایات را ساخته باشند تا بتوانند در سایه ی آن کار خود را بکنند زیاد است. مثلاً در «هفت سین» قرآن می گذارند تا رنگ و بوی اسلامی بگیرد و به این عنوان آن را حفظ کنند. لطفاً توضیح دهید.

نوروز ربطی به قوم خاصی ندارد و مربوط به طبیعت است که در روایات به آن اشاره شده است و سفارش به روزه و دعا و ... کرده اند اما مسائل اضافی و ملحق به نوروز، ساختگی است و اعتبار ندارد.


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

در بهار ازادی جای شهدا _______ ۱۳٩٠/۱/٧
 

هر سال در اواخر سال و اغازین روز های بهار جمله ای در تمام شهرمون به چشم میخورد که امسال من حتی در محله های مذهبی نشین و حتی در مساجدمون(که سنگر هستند و باید حفظ شان کنیم )هم ندیدیم

میشه گفت که امسال با نبود این شعار انقلابی واقعا اثبات کردیم که در بهار ازادی جای شهدا خالی است ....

لذا به خودم واجب و لازم دونستم که به سهم خودم هر چند کوچک ولی یادشون کنم

راستی با امروز چند وقته که زیارت شهدا نرفتم ؟

کاش اینقدر که در اخر سال برای خرید لباس و اثاث به بازار دنیا رفتیم وشلوغش کردیم  به بازار معرفت می رفتیم و سر مزار عاشقان حقیقی (شهدا) رو شلوغ تر می کردیم و چیزای اساسی دریافت میکردیم

کاش از اخلاصتان یک جرعه بر می داشتم
● بی ریاتر رنگی از جنس سحر می داشتم
● کاش مانند شما ای رهگذاران غریب
● از درون خویشتن بهتر خبر می داشتم
● کاش مانند شما در عرصه ی خون و خطر
● عافیت نه عاقبت را در نظر می داشتم
● کاش می ماندم کنار سنگر اشک شما
● وز برای آبرو چشمان تر می داشتم
● کاش در سوز و گداز جبهه ی ایمان و عشق
● سینه ای از آتش دل شعله ور می داشتم
● کاش می شد می گشودم معبری سمت افق
● از شما یک تن در این ره همسفر می داشتم
● کاش در کانال ها آن سوی خط ـ آن سوی دل
● در عبور از خویشتن شوق خطر می داشتم
● کاش می شد انتهای خاکریز عاشقی
● سایه ی لطف شهیدان را به سر می داشتم
● بال و پر یعنی شهادت ـ آه ـ ماندم بی نصیب
● می رسیدم تا خدا; گر بال و پر می داشتم


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

دروغ گفته است کسی که ادعا کند ما را دوست می دارد و از دشمن ما تبرّی نجوید ۱۳٩٠/۱/٦
 

تبری و لعن و نفرین

منابع مقاله:

، ؛

 


لعن و نفرین از شیوه های پذیرفته شده زبانی برائت است.
فرهنگ اسلامی و اخلاق والای آن، فحش و ناسزاگویی را برنمی تابد، ولی لعن و نفرین را به جای آن می گمارد تا مرزهای تبرّی، پاس داشته شود؛ دشمنی ها ابزار گردد و دشمنان نکوهیده شوند.
این اصناف و گروه ها را قرآن کریم لعنت کرده است:12
1. کفار به طور مطلق (احزاب: 64)
2. منافقان: (احزاب: 60)
3. ابلیس (ص: 78)
4. آنان که خدا و رسول او را اذیت کنند. (احزاب: 57)
5. اهل افساد و قاطعان رحم (محمد: 23)
6. آنان که آیات خدا و راه های هدایت را پنهان می دارند. (بقره: 159)
7. ستم کاران (هود: 18)
8. شجره ملعونه (اسرا: 60)
9. آنان که به زنان پاک دامن، نسبت زنا بدهند. (نور: 23)
پیامبراکرم(ص) نیز بر افرادی که از رفتن با لشکر اسامه خودداری کردند، لعنت فرستادند.13
در زیارت عاشورا 22 بار کلمه لعن و مشتقاتش آمده است. واژه لعن و مشتقاتش بیش از چهل بار در قرآن کریم به کار رفته است. نفرین
یکی دیگر از شیوه های برائت زبانی، نفرین است. در معارف ما نفرین های گوناگونی از زبان خداوند متعال، پیامبران و اولیای دین نقل شده است: گفت: «خداوندا، هیچ کافری را بر زمین باقی مگذار».14
و: «تبت یدا ابی لهب و تب»15 دو دست ابی لهب، بریده و مرگ بر او باد.
چنان که گفتیم، از پیامبر اکرم(ص) که رحمه للعالمین بودند، نفرین هایی نقل شده است. وقتی معاویه در برابر سفیر پیامبر اکرم(ص) که او را چندین بار به حضور حضرت فراخوانده بود تعلّل کرد، حضرت این چنین نفرین فرمودند:16«خداوندا شکمش را سیر مگردان». پس از آن، معاویه می گفت: «خسته شدم و سیر نشدم.» شاعری گفته است:
«من دوستی دارم که شکمش چونان جهنم است؛ گویا در درون آن معاویه است.»
از حضرت علی(ع) نیز نفرین هایی در تاریخ، ضبط شده است.
انس پسرمالک در چهره اش پیسی بود. گروهی گفتند: «حضرت علی(ع) از او درباره سخن پیامبر در روز غدیر که فرمودند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» پرسیدند گفت: من سال مند شده و فراموش کرده ام. حضرت فرمودند: اگر دروغ می گویی، خداوند تو را به سپیدی مبتلا سازد که عمامه آن را نپوشاند.» لزوم تبری
اگر تبرّی از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهای دوستی ودشمنی به هم می ریزد. حق و باطل درهم می آمیزد و یک پلورالیسم دینی پدید می آید. اگر باطل، منفور نباشد اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهی نکوهیده نشود، اگر بزه کاران مورد عداوت قرار نگیرند، تباهی نهادینه می شود؛ فساد مقبول می گردد و تبه کاران بی پروا می شوند. برائت یعنی: حق و دیگر هیچ. برائت یعنی: دشمنی با دشمنان خدا.
تبرّی نجستن از دشمنان، عامل هم گرایی، تقلید، تشبّه و هضم شدن در فرهنگ دشمن می شود. مرزهای اعتقادی را باید توان مندتر از مرزهای جغرافیایی، پاس داشت.
در این باره، آیات و روایات فراوانی وارد شده است؛ هم چون: «جامعه ای نخواهی یافت که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستی کنند.»17 بی تردید چنین کسانی تبرّی قلبی ندارند.
پی کردن ناقه صالح به وسیله یک نفر بود؛ اما خداوند این عمل را به همه آن قوم نسبت داده است: «آنان او را تکذیب و ناقه را پی کردند. از این رو پروردگارشان آن ها (و سرزمین آنان) را به جهت گناهشان درهم کوبید و با خاک یکسان کرد.»18 چرا که بقیه نسبت به عمل آن شخص، تبرّی نجستند.
قرآن، خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: «چرا پیامبران خدا را به ناحق می کشید؟»19 این خطاب به گروهی از بنی اسرائیل است که گذشتگان آنان این کار را کردند و آنان رضایت داشتند و از آنان، تبرّی نجستند.
در زیارت عاشورا می خوانیم: فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم النی رتبکم الله فیها و لعن الله امه قتلتکم. پس خداوند، امتی را که جور و ستم بر شما را بنیاد نهاد، لعنت کند. امتی را که شما را از مقام و مراتب خدادادی دور ساخت، لعنت کند و امتی که شما را کشت.»
ما پیوسته یک امت را لعن می کنیم در حالی که قاتلان امام حسین(ع) گروهی خاص بودند، لعن امّت، برای این است که آنان تبرّی عملی، قلبی و زبانی نداشتند. امام صادق(ع) فرمودند: «دروغ گفته است کسی که ادعا کند ما را دوست می دارد و از دشمن ما تبرّی نجوید.»20 در روایت دیگری آمده است: «در عرصه های رستاخیز، منادی ندا می کند: دوست داران کجایند؟ کینه ورزان کجایند؟»21
در روایت دیگر است: «هرکس، انکار منکر را با دل، دست و زبان خویش ترک کند، او مرده زندگان است.»22 تبرّی بهترین عامل حفظ هویت هاست. چرا ملیت های گوناگون و دین باوران گوناگون، دچار بحران هویت شده اند؟ علت بحران هویت، نداشتن تبرّی است.
ما باید هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبرّی داشته باشیم. تبرّی در عمل، جلوه های گوناگونی دارد: یکی از آن ها نداشتن تشبّه به کفار است. این که تشبّه به کفار را ناروا دانسته اند، برای تبرّی عملی و حفظ هویت دینی است. سیدکاظم یزدی (ره) زمانی که فرهنگ غرب هجوم آورده بود، کلاه ایتالیایی را حرام کرد.
تبرّی نداشتن از فرهنگ غرب، باعث می شود که ما غرب گرا باشیم. تبرّی نداشتن از مشرکان و از معاندان اهل بیت(ع) باعث می شود که ما رنگ آن ها را پیدا کنیم.
امیرالمؤمنین(ع) درباره تشبّه، جمله زیبایی دارند که بسیار درس آموز است. حضرت می فرمایند: «اگر شما بُردبار نیستید، خود را شبیه بُردباران سازید. شیوه بردباران را پیشه کنید.» و بعد فرمودند: «اندک است که کسی به جامعه ای شباهت پیدا کند، مگر این که به زودی از آنان می شود.» پطر کبیر در سال 1689 در روسیه فرمان داد، مردم تا پنج سال وقت دارند که ریش ها را بتراشند و حجاب ها را برگیرند. این فرمان غرب گرایانه، هویت دینی و ملی بسیاری از مردم روسیه را به بادداد.
یکی دیگر از شیوه های تبرّی عملی، تقلید نکردن است.23 قرآن کریم، پیوسته با تقلید از نیاکان مشرک، سرستیز دارد. تقلید از مشرکان و معاندان، یکی از نمونه های عملی نداشتن تبرّی است. نجس دانستن مشرکان از دیگر تبلورهای برائت عملی است.24 مجاز نبودن ازدواج با آنان نیز این مرز جدایی را مستحکم تر می کند.25 مباح نبودن ذبیحه آنان، علاوه بر پاسداری از مرزهای اعتقادی، از توان اقتصادی آنان می کاهد.
پی نوشت ها
12. کنزالعمال، حدیث 8133
13. و قال نوح رب لاتذرعلی الارض من الکافرین دیارا نوح تبت: 1
14. الغدری، ج 1، ص 167
15. مجادله: 22
16. شمس، 14
17. بقره، 91
18. بحارالانوار، ج 27، ص 58
19. بحارالانوار، ج 7، ص 331
20. تهذیب، ج 6، ص 181، وسائل الشیعه، ج 16، ص 132
21. بقره: 170؛ مائده: 104؛ اعراف: 28 و 95؛ یونس: 78؛ انبیاء؛ 53؛ شعراء: 74
22. توبه: 28
23. بقره: 221؛ نساء: 22؛ احزاب: 53
24. انعام: 119؛ نحل: 14؛ نور: 61

 

به نقل از پایگاه خبری حوزه نت


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
» سجاد محبی
» شهاب مهدوی
» پایگاه بسیج شهید هادی محبی
» بهنام سیف الهی
» مصطفی معینیان
» (نگاهی از جنس عمق(وبلاگ استاد دقیقی
» سرباز ولایت ( امین کلاته)
» قرار گاه مطالعاتی هلال(وابسته به پایگاه شهید محبی)
» نگاه نو
» پسر یک شهید
» معرفت
» امیدوصال
» کامپیوتر وزبان انگلیسی
» خيمه دل سوختگان
» دوره11 موتلفه
» علی سیف اللهی
» جوجو
» هیئت اباعبدالله الحسین(ع) قراب
» (سایت بحار(استاد دقیقی
» متن باز (علی اولیایی)
» علویون


  RSS 2.0