یا علی گفتیم و عشق اغاز شد...بغض چندین ساله ی ما باز شد
 

سجاد محبی


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» اسفند ٩٢ » آذر ٩٢ » آبان ٩٢ » تیر ٩٢ » فروردین ٩٢ » بهمن ٩۱ » آذر ٩۱ » آبان ٩۱ » مهر ٩۱ » شهریور ٩۱ » امرداد ٩۱ » تیر ٩۱ » خرداد ٩۱ » اردیبهشت ٩۱ » فروردین ٩۱ » اسفند ٩٠ » بهمن ٩٠ » آذر ٩٠ » آبان ٩٠ » مهر ٩٠ » شهریور ٩٠ » امرداد ٩٠ » تیر ٩٠ » خرداد ٩٠ » اردیبهشت ٩٠ » فروردین ٩٠ » اسفند ۸٩ » بهمن ۸٩ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩
» سجاد محبی(٤۳)
» بسیجی(۳٤)
» اعتقادی(۱٤)
» مذهبی(۱٤)
» ادبی(٧)
» شهدا(۳)
» سلام(۱)
» شعر(۱)

» وصیت نامه شهید امر به معروف و نهی از منکر شهید هادی محبی
» بخش حقوقی
» هزلیات و هجویات بابا منظورم جکه شوخی
» السلام علی الحسین
» دلت پاک باشه !!!
» بگو یا علی
» متن کامل توافق اولیه گروه 1+5 با ایران درباره برنامه هسته‌ای
» باز محرم شده ...
» بزرگ ترین عید جهان مبارک
» یا کریم اهل بیت
» یا حکیم و یا خبیر
» مناجات
» تحلیلی بر سخن رهبری"خـانـم بــد حـجـاب"
 

السلام علی الحسین ۱۳٩۳/٤/۱۱
 

بس که از داغ حسین آتش گرفته جان من

تا سلامش می دهم افطار یادم می رود


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

دلت پاک باشه !!! ۱۳٩۳/٤/۱٠
 

 

یه جمله آقا؛ یه جمله ما را بس!!!

این روزها هی میگن: دلت باس پاک باشه؛ حجاب و اینا کشکه...

اما اونی که تو رو خلق کرده فقط نمیگه:

آمنوا!!!!!

میگه:

آمنوا و عملوا الصالحات...

یعنی هم دلت پاک باشه

هم عملت....

 

+ حالا باز هی بگو دلت پاک باشه خودتو گول بزن، بچه بازیه مگه زندگی؟ ها؟


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

بگو یا علی ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
 

الوم  صدیقی هذا محال

 

صدیقی احبه کلام یقال

 

هذا کلام   بلیغ   الجمال

 

محال یقال الجمال خیال

این ابیات منسوب به امیرالمومنین علی علیه السلام می باشند که از نظر محتوا و ساختار جایگزین کردن کلمات قابل تامل هستند. توجه نمائید که این ابیات هم به صورت افقی و هم به صورت عمودی خوانده می شوند به گونه ای که حتی یک کلمه هم جا نمی افتد و این یکی از هنرمندی ها و توانمندی های شاعرانه است .


و اما ترجمه این ابیات:

 

1- محال است که دوستم را سرزنش کنم

2-من به دوستم مهر می ورزم و این کلامی است که گفته می شود

3- این گفته در اوج زیبایی است

4- و محال است گفته شود که زیبایی خیال و وهم است


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

متن کامل توافق اولیه گروه 1+5 با ایران درباره برنامه هسته‌ای ۱۳٩٢/٩/٦
 

متن کامل توافق اولیه گروه 1+5 با ایران درباره برنامه هسته‌ای

   

  

برنامه اقدام مشترک
مقدمه:
هدف این مذاکرات رسیدن به یک راه حل جامع مورد توافق و بلند مدت است به نحوی که تضمین کند برنامه هسته ای ایران کاملاً صلح آمیز باقی خواهد ماند. ایران اعلام می نماید تحت هیچ شرایطی به دنبال دستیابی یا گسترش سلاح هسته ای نیست. راه حل جامع مذکور مبتنی بر این اقدامات اولیه بوده و به یک گام نهایی منجر خواهد شد که دوره زمانی آن مورد توافق قرار گرفته و به رفع نگرانی‌ها می انجامد. این راه حل جامع، ایران را قادر می سازد تا به‌طور کامل از حقوق خود در بهره‌گیری از انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز بر اساس مواد مرتبط در معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای و با رعایت تعهدات خود بر طبق معاهده از آن برخوردار شود. این راه حل جامع متضمن یک برنامه غنی سازی با تعریف مشترک و محدودیت های عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای می باشد. این راه حل جامع به مثابه یک مجموعه منسجم خواهد بود که هیچ بخشی از آن مورد توافق قرار نمی گیرد مگر آنکه در مورد تمامی بخش‌های آن توافق حاصل شود. این راه حل جامع شامل یک فرایند متقابل و قدم به قدم می باشد و به رفع همه جانبه تمامی تحریم های شورای امنیت، تحریم های چندجانبه و تحریم های ملی مربوط به برنامه هسته ای ایران می انجامد.

 


ادامه مطلب

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

باز محرم شده ... ۱۳٩٢/۸/۱۳
 

دلم آتش گرفت غم دارد

بیشتر حسرت حرم دارد

کاروانی که یار کم دارد

چند بانوی محترم دارد

شده نزدیک کربلا ای وای

پیشت افتاده نیزه ها ای وای

این طرف خواب کربلا دیدن

آن طرف گرد غصه پاشیدن

این طرف کام تشنه بوسیدن

آن طرف شمر چکمه پوشیدن

اینطرف نور چشم ام بنین

آن طرف تیرهای زهرآگین

این طرف قلب پر هراس رباب

آن طرف حرمله سه شعبه جواب

این طرف شیرخواره رفته به خواب

آن طرف امر قحطی آب

السلام علیک یا اباعبدالله ...


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

بزرگ ترین عید جهان مبارک ۱۳٩٢/۸/۱
 

حل شود صد مشکلم با گفتن یک یاعلی

قلب من خورده گره از روز اول باعلی

محرم میقات را گفتم چه گویی زیر لب

عاشقانه یک تبسم کردو گفتا علی


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یا کریم اهل بیت ۱۳٩٢/٤/۳۱
 

هرگز نگویمت ز کرم دست ما بگیر

 


عمری گرفته ای، مبادا رها کنی...


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یا حکیم و یا خبیر ۱۳٩٢/۱/۱۱
 

ﻣﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻼﻃﻢ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺕﺑﺮﺩﻧﺪ
ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪ ﺍﺳﯿﺮ ﺻﯿﺎﺩﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ
ﺗﻼﻃﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ
""" ﺍﺯﺧﺪﺍ ﺩﻟﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﻧﻪ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺁﺭﺍﻡ """


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

مناجات ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
 

خدایا :

اگر من بنده نیستم

تو که مولای من هستی

 


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

تحلیلی بر سخن رهبری"خـانـم بــد حـجـاب" ۱۳٩۱/٩/٢٧
 

کوتاه و مدلل میگویم

رهبر عزیزمان در یکی از سفرهای اخیر خود جملات ذیل را فرمودند
از انجا که حقیر احساس کردم برخی مغرضانه برداشت نموده و با تصالح و تسامح به موضوع نگاه نموده اند بر ان شدم تا نکاتی چند از همان فرمایش مقام معظم متذکر شوم که البته سراسر تحلیل نگارنده بوده و از شما خواستارم تا کم و بیشش را گوشزد نمایید

متن سخنان معظم له

خـانـم بــد حـجـاب

 

... بعضی از همین هایی که هم آقای مهمان نواز هم بقیه آقایان الان در این تریبون از اینها تعریف کردند در استقبال امروز، خانمهایی بودند که در عرف معمولی بهشان میگویند خـانـم بــد حـجـاب
حالا چکار کنیم؟ اشک هم از چشمش دارد میریزد؟
ردش کنیم؟ مصلحت است؟ حق است؟
نــه!
دل ، متعلق به این جبهه است؛
جــان ، دلباختۀ به این اهداف و آرمانهاست؛
یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟
نقص او ظاهر است؛ نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی بینند.
گفتا شیخا من آنچه گفتی هستم؛    
اما    
آیا تو چنان که می نمایی هستی؟
ما هم یک نقصی داریم؛ او هم یک نقصی دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید
البته نهی از منکر هم انسان میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش؛ نه با ایجاد نفرت

مقام معظم رهبری در دیدار با علما و روحانیون بجنورد

اول این که حضرت در خصوص این افراد ساکت نمانده و در این خصوص صحبت و انتقاد نموده اند

دوم از انان حمایت نکرده اند این شاعبه به وجود نیاید که اقا حامی این افراد است صرفا انان را شایسته رد کردن ندانسته اند

سوم ایشان را دارای نقص میدانند

چهارم بنا به اشنایی که از کلام ایشان داریم در اخر کلام جان حرف را میاورند که ایشان نیز در پایان فرماشاتشان فرمودند باید نهی از منکرشان کنیم

 

شیخی  به  زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دام دگری  پــا  بستی

گفتا شیخا من انچه گفتی هستم

آیا تو چنان  که  می  نمایی  هستی


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

شام غریبان و اسارت ۱۳٩۱/٩/٦
 

.  .  . و حالا دیگه قصه ما و عاشورا به "سر" رسید

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه عطری که سرش گم شده باشد

 

یا حسین


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

علیرغم علاقه ام صرفا سیاسی میگویم ۱۳٩۱/۸/۱٠
 

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان ...    ؟؟؟


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یا امام رضا ۱۳٩۱/٧/۱٠
 

و مدتیست که ظرف نباتمان خالیست

                 و چای می خورم و حسرت خراسان را . . .

 

دعا کنید اقا ما رو هم مشهد راه بده

انشالله


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

قران ( خواندنی ) ۱۳٩۱/٦/٤
 

قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم

 

پيام هاي ديگران ()

 
 
 

یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست. ۱۳٩۱/٥/۱٧
 

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و
چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که
می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد.

اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید
بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

ولی دیگرجریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و

 روی یکی از بال هایش حک کنند:


یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.


و بر بال دیگرش نوشتند:


هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
» سجاد محبی
» شهاب مهدوی
» پایگاه بسیج شهید هادی محبی
» بهنام سیف الهی
» مصطفی معینیان
» (نگاهی از جنس عمق(وبلاگ استاد دقیقی
» سرباز ولایت ( امین کلاته)
» قرار گاه مطالعاتی هلال(وابسته به پایگاه شهید محبی)
» نگاه نو
» پسر یک شهید
» معرفت
» امیدوصال
» کامپیوتر وزبان انگلیسی
» خيمه دل سوختگان
» دوره11 موتلفه
» علی سیف اللهی
» جوجو
» هیئت اباعبدالله الحسین(ع) قراب
» (سایت بحار(استاد دقیقی
» متن باز (علی اولیایی)
» علویون


  RSS 2.0